نخستین بار هنگامی که برای داوری جشنواره عکس آبرنگ به مشهد رفته بودم، با کیارنگ علایی آشنا شدم.

دو نکته در همان برخوردهای اول خود را نشان می داد: «نظم مطلوب و بیش از حد انتظار» و «رفتار بسیار مودبانه».
جوان بودن کیارنگ، درایت و کاردانی او را برای من برجسته می کرد.
در یازدهمین دوسالانه عکس ایران، هنگامی که اعضای شورای سیاست گذاری برای انتخاب داوران رای گیری کردند و اعضای گروه داوران بنا بر تصمیم شورا مشخص شد، کیارنگ با رای نسبتا بالا یکی از برگزیدگان بود. وقتی انتخاب او را تلفنی اطلاع دادم در فاصله ای کوتاه نامه ای از او دریافت کردم که بخشی از آن چنین است: «از تمامی حساسیت ها و اهمیت های دوسالانه عکس با خبرم و می دانم که چه قدر باید به انتخاب همکاران خود ایمان داشته باشید تا در برابر حساسیت هایی که وجود دارد، مقاومت کنید».
او راست می گفت. من ایمان داشتم اما در همان شورا بودند کسانی که به دلیل جوان بودن، تجربیات کیارنگ را در مقایسه با داوران مسن تر همسنگ نمی دانستند.
اما در روز داوری کیارنگ ثابت کرد که در میان هفت داور دوسالانه اگر از سر احتیاط نگویم بهترین، می گویم جزو سه داور شاخص بود. او ویژگی های یک داور خوب را دارا بود و از عکس های انتخابی خود با استدلال دفاع می کرد. کیارنگ در این آزمون سرفراز ظاهر شد. حتی همان دوستان شورا نیز این امر را پذیرفتند که انتخاب کیارنگ، انتخاب درستی بوده است.
کیارنگ جوانی است کوشا، نوجو، مدیر و به غایت تعالی طلب.
آدمی است دارای اصول و بسیار منظم. ذوالفنون است. عکس می گیرد، فیلم می سازد، می نویسد، ترجمه می کند و برگزاری چندین جشنواره آبرومند را در کارنامه خود دارد.

 

به نقل از: فصلنامه عکاسی خلاق/ شماره 20/ صفحه 27/ زمستان 1388