R05
گفتگوی روزنامه خراسان با کیارنگ علایی درباره جشنواره عکس خانه دوست

جناب علایی ابتدا باید به مجموعه موسسه آفرینش ها، شما و همکارانتان در ستاد جشنواره خانه دوست خسته نباشید و خداقوت عرض کنم. همه می دانیم که برگزاری جشنواره های سراسری که از ابتدا دارای تقویم اجرایی است و این که بخواهد در مسیر اجرا از اصول حرفه ای فاصله نگیرد امر دشواری است. طی سالهای اخیر به ویژه در جشنواره هایی که شما دبیر آن بوده اید، حقیقتا همین نگاه و روش، جاری و ساری بوده است. علاقه مندم در این باره به جشنواره خانه دوست اشاره ای داشته باشید. پیش از این جشنواره های زیادی با موضوع امام رضا(ع)، امام زادگان و… برگزار شده بود در واقع سوال من این است که درخانه دوست به دنبال چه بودید؟

از اینکه جشنواره های برگزار شده در مشهد را این قدر خوب رصد می کنید به نوبه خود سپاس گزارم.
شخصا شباهتی میان این جشنواره و جشنواره هایی که احیانا مضمامین مشترکی را به نمایش گذاشته اند، نمی بینم. جشنواره خانه دوست نه ادامه جشنواره ملی عکس مشهد است و نه در ظرف قیاس با جشنواره عریض و طویلی چون امام رضا می گنجد. نه دغدغه مستند سازی شهر را دارد و نه تشکیلات جشنواره امام رضا را.
این جشنواره یک جشنواره کشوری کاملا صمیمانه است برای برخورد دلی و قلبی عکاسان سراسر ایران با موضوع زیارت امام رضا.
بودجه جشنواره هیچگونه شباهت و قرابتی با جشنواره ای چون امام رضا ندارد و روش ها و سیاست های آن نیز به کلی متفاوت است. تیم اجرایی، داوران، برگزار کننده و تفکر حاکم بر جشنواره باعث می شود تا هر جشنواره ای هویت مستقل خودش را پیدا کند و در پی محصولات مورد نظرش باشد.
اما به طور خاص در مورد این جشنواره باید بگویم موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی پنج سالی است ورود جدی به حوزه عکس داشته است. چه در زمان مدیر عاملی جناب آقای عابدی و چه در این زمان و مدیر عاملی جناب آقای ثابت نیا. در هر دوی این ادوار موسسه نگاهی جدی به مقوله عکس داشته است و کوشیده است فضای مانوس تری را برای این حوزه از عکاسی تعریف کند. انتشار کتاب های مختلف عکس، تقدیر از عکاسان پیشکسوت خراسانی، پرداختن به عکس در فصلنامه تحت پوشش موسسه و برگزاری این جشنواره نمونه هایی از این تلاش هستند که به اعتقاد من در بازه زمانی ده ساله جواب می دهد و نباید برای کار فرهنگی شتاب به خرج داد. این رویه به نظر من باعث می شود موضع و جهت گیری نسبت به هنر عکاسی تغییر کند. عکس، تنها و تنها محصولی برای اسنادی کردن وقایع یا اماکن نباشد، عکس، تنها و تنها در موزه و آرشیو نگهداری نشود، بلکه تبدیل به محصولی در دسترس شود که مردم به راحتی بتوانند فرهنگ عامه را در آن به تماشا بنشینند یا حتی خود در شکل گیری حافظه تصویری غنی و جدی فرهنگی نقش داشته باشند.
این امر قطعا در طولانی مدت حاصل می شود. چه بسا یک نسل زمان بخواهد، اما وقتی یک موسسه هنری در چارچوب روش ها و امکانات خود دست به نوآوری می زند و حرکت هایی را سبب می شود که در حاشیه آن، جریان عکاسی یک شهر منتفع می گردد، معنایش این است که برگزاری جشنواره اصلی ترین عملکرد فرهنگی ما نیست، بلکه بهانه ای است برای گسترش کار فرهنگی و نمایش وجهی از چند وجه مختلف دغدغه هایمان.
جشنواره خانه دوست در اولین سال برگزاری اش به تبلیغ و تعمیم وجوه تصویری فرهنگ زیارت پرداخت و نگاهش صرفا شاعرانه بود. اصلا دنبال عکس آرشیوی، اماکن، معماری حرم و نظایر آن نیست.
*
جناب علایی می خواهم گمان و حدسم را درباره آثار رسیده به این جشنواره با شما در میان بگذارم. حدسم این است که آثار رسیده حداقل شما را به عنوان دبیر جشنواره راضی نکرده باشد. تصورم این است که عکاسان در موضوع امام رضا و زیارت ، گویی چندان نتوانسته بودند در عکس هایشان در این جشنواره ایده های قابل توجهی را مقابل لنزهایشان ببرند. احتمالا با این نظرم موافق باشید.

اگر بگوییم راضی هستیم که دیگر زمان مرگمان فرا رسیده است و اکتفا کرده ایم به سطح کیفی موجود. اما درباره خروجی این جشنواره، باید بگویم عکس های برگزیده فراتر از سطح انتظار و پیش بینی ذهنی من بود: چه از نظر کمی، چه از نظر کیفی.

پیش بینی من این بود که حدود سه هزار عکس در دوره اول به دست ما برسد، اما هفت هزار عکس رسید. این فقط آمار است و اصلا چیز مهمی نیست. در بعد کیفی، سطح پایین تری را متصور بودم اما این عکس ها به زعم من خوب اند. دلایلی برای این گفته دارم:
اول اینکه فراموش نکنیم جشنواره ما، آزاد نبود که بخواهد هر تجربه عکاسی را در دل خود جای دهد. جشنواره، موضوع محور بود و قاعدتا دشوارتر از موضوع کلی آزاد.
دوم اینکه موضوع ما از جمله موضوعاتی است که ایماژهای زیادی را در وهله اول در ذهن تداعی نمی کنند. زیارت یک فعل معنوی است و با قلب و روح انسان گره خورده است. براستی معادل بیرونی آن چیست؟ معادل نصویری آن چیست؟ از میان چه سمبل ها و نشانه هایی می توان زیارت را و عشق و زاری نهفته در آن را نمایش داد؟ پس پیدا کردن معادل های تصویری که بتواند در مدیوم عکس بگنجد امری بسیار سخت بود، بویژه آن که امسال اولین دوره بود و مخاطب ما هیچگونه تصویری از برآیند و مصادیق این جشنواره نداشت.
نکته سوم زمان کم است. از انتشار فراخوان تا همین امروز که نمایشگاه را می بینیم فقط چهار ماه گذشته است. باید خروجی جشنواره را با این ظرف زمانی سنجید. این موضوع معنوی، خاستگاه درونی عمیقی دارد. باید روی آن زمان گذاشت. عکاسان مدعو به اردوی ما تنها سه روز در مشهد زندگی کردند و طبیعی است که در این فرصت کم به سراغ آن دسته از عناصر و الگوهایی بروند که به سرعت، مخاطب را به زیارت ارجاع دهد.
این امر، در سال آینده و دوره بعدی قطعا نتایج بهتری خواهد داشت و شکل خود را بیشتر پیدا خواهد کرد.
نکته آخر بحث تولید است و نه آرشیو. چیزی که من در همه جشنواره هایی که دبیر آن بوده ام، طرفدار آن بوده ام. اینکه عکاس، عکس آرشیوی خود را نفرستد و تولید کند. تولید مستلزم ایده پردازی و به روز بودن است. و این مساله باز هم زمان می خواهد.
درست است که چند درصد عکس های این جشنواره آرشیوی هستند اما حقیقتا سهم عکس های تولیدی در میان آثار منتخب خیلی زیاد است.

*
این حرفم را بدین دلیل با شما در میان گذاشتم که طی سالهای گذشته موضوع امام رضا و زیارت سوژه ثابت اغلب جشنواره های با محوریت مشهد بوده است. که در تمامی این جشنواره ها و نمایشگاه هایش سوژه ها، موضوعات، قاب ها و رنگ ها گاهی به یک تکرار رسیده است. البته که در تمامی این نمایشگاه ها و جشنواره های این چنینی سوژها و ایده های خلاقانه هم وجود داشته اند، اما غالب موارد به نوعی در یک تکرار فرورفته و در یک نقطه مانده است.

اشتراک فضا، مکان، معماری، آدم های این دوران و رفتارهایشان باعث این می شود که وجوه عکاسانه چنین موضوعی، دائم در عکس ها تکرار شود. یعنی غالبا در این نوع جشنواره ها ما شاهد ده ها عکس یک شکل از یک مکان یا فضا هستیم که ترکیب های بصری شان اندکی متفاوت اند. این مساله، اجتناب ناپذیر است.
من با حرف شما در این سوال کاملا موافقم. هم باید جشنواره در انتخاب عکس هایش شجاع تر عمل کند و تعداد کمتری کار را گزینش کند، و هم تنوع موضوعی بیشتری در سال های آینده به جشنواره بدهیم. موضوع زیارت را به طور کلی مطرح نکنیم و زیرشاخه هایی برای آن تعریف کنیم. عکاسی که در جشنواره ما شرکت می کند بازه زمانی بسیار محدود و اندکی دارد، او در همین فضاهای مشترک با عناصر مشترک، جذب وجوه عکاسانه و تناسبات موجود در فضا/زمان می شود. عناصری هستند که در کوتاهترین زمان، پیام عکس را متبادر می کنند و این طبیعی است که داور هم در زمان داوری این نوع عکس ها را به دلیل توفیق و در حقیقت سرعت عمل شان در انتقال محتوا گزینش کنند.

*
علاقه مندم درباره این حرف هایم به مصادیقی اشاره کنم.
برای نمونه سوژه هایی که به خلوت ها و نجواهای زائران می پردازد سوژه عکس های حرم بارگاه عکاسان اطراف حرم، دیوار نوشته های به سوی حرم، سلام دادن ها، آیین های خطبه خوانی خادمان و.. این ها مواردی است که باز هم در این جشنواره از سوی عکاسان شرکت کننده تکرار شده است. نمی دانم شاید موضوع امام رضا و زیارت را عکاسان در همین موارد می بینند و شاید هم انتظار بی جایی است که از عکاسان بخواهیم موضوع امام رضا و زیارت را به گونه ای دیگر ببینند.
جناب علایی می خواهم دیدگاهتان را در این باب بدانم.

این تکرار را از دو وجه باید بررسی کرد: اول اینکه وقتی موضوعی مدام دارد در عکس های عکاسان تکرار می شود معنایش این است که هنوز حقیقت کامل آن ارائه نشده است. خلوت ها، نجواها، خطبه خوانی ها تا ابد جذاب اند و برای بشر، چالش برانگیز. چرا که مخاطب را به سویه های دورنی آدم ها دعوت می کنند و وجوه روانشناختی متعددی در پشت خود دارند. نیرویی در این امور موجود است که عکاس با ثبت آن ها مدام دارد در موردشان از مخاطب سوال می کند و او را به کنکاش دعوت می کند.
اما روی دیگر قضیه: این جشنواره یک جشنواره فاین آرت نیست اگرچه دنبال نگاه شاعرانه می گردد، اما دغدغه اش قبل از هر چیز، رسیدن به وجوه تصویری ای است که در چارچوب قواعد و تعریف های خود می گنجد. محدودیت ها و انتظاراتی وجود دارد که عکاسان شرکت کننده یا شما به عنوان مخاطب حرفه ای به آن فکر نمی کنید و صرفا هنر عکاسی را با تمام ظرافت های آن در نمایشگاه دنبال می کنید. اما ما باید پلی شویم میان وجوه صرفا هنری عکاسی و انتظارات برگزار کننده. باید به گونه ای عمل کنیم که هم برگزار کننده رضایت نسبی داشته باشد هم عکاس حرفه ای. و این دشوارترین بخش ماجرا است.

اجازه بدهید سوالی بپرسم که شاید ما را به آسیبی که بدان اشاره است نزدیک کند. این که در موضوعاتی هم چون زیارت و امام رضا که توسط عکاسان فراوانی کار شده است ایده و نگاه خلاقانه چه زمانی و چگونه به وجود می آید.

خلاقیت امر دشواری است و تعریفی نسبی دارد. در زمانه ای که همه ایده ها قبلا ده ها بار به صورت های مختلف توسط هنرمندانی که می شناسیم یا نمی شناسیم در غرب یا شرق مطرح شده است و ده ها بار به کتاب و فیلم و عکس و نمایش تبدیل شده است، براستی چگونه می توان خلاقیت را تعریف کرد و مرز آن را با تکرار بازشناخت؟ به نظر من خلاقیت امری شهودی است و مربوط به مکاشفه هنرمند می شود. یعنی زمانی بوجود می آید که هنرمند فاصله اش را با موضوع به حداقل برساند. میان او و موضوع کمترین حجاب باشد. تعریف من از خلاقیت این است. وقتی دوربین در دست داشته باشی اما حضور آن را و دخالت آن را بتوانی کمرنگ کنی می شود خلاقیت پیدا کرد. آن گاه است که با موضوع مماس می شوی. از پشت ویزور به آن نگاه نمی کنی. با قلبت آن را حس می کنی و این جا می توان به فرآیندی رسید که شبیه هیچ کدام از عکس های قبلی نباشد. عکسی تولید می شود که هیچکس نمی توان آن را کپی کند، چون فقط و فقط مال شما است.
*

تصور من این است که شاید آنچه به نمایشگاه این جشنواره رسیده است محصول نگاه داورانی است که از نگاه آنان چون در فضای مشهد نیستند، این قاب ها و سوژه ها تازگی وهمراه با نگاه های خلاقانه است. معتقدم این گونه نمایشگاه ها برای مخاطبان مشهدی که سال هاست چنین قاب هایی را دیده اند و تجربه کرده اند چندان حرف جدیدی ندارد اما برای مخاطبان غیر مشهدی می تواند بسیار جذاب و قابل تامل باشد.
در این باره چگونه می اندیشید؟

ممکن است معدودی از آثار اینگونه باشند اما این برداشت قابل تعمیم به همه آثار نمایشگاه نیست. بخش تلفن همراه تازگی های فراوانی دارد. پیش از این، این نوع برخورد ساده و روان را با زیارت کجا دیده ایم؟ یا عکس های بخش آزاد که اغلب حاصل ایده هایی مشخص و قوام یافته نسبت به زیارت هستند. شاید اگر تعداد کمتری عکس پذیرفته شود این دغدغه شما نیز پاسخ داده شود. اما مساله مهم این است که ما محصولات یک جشنواره را داریم مشاهده می کنیم، نه یک نمایشگاه انفرادی یا حتی گروهی عکس را. جشنواره گوناگونی فراوانی در آثارش دارد و البته وظیفه اش نیز باید حمایتگرانه و تشویق کننده باشد. به این دلیل ممکن است آثار همه در یک سطح نباشد و هیات داوران در نهایت از یک مظروف باید آثارشان را انتخاب کنند. آن ها نمی توانند خودشان اثر جدیدی خلق کنند. باید بهترین ها را از مظروف انتخاب کنند.

———————————————
گفتگو: صادق غفوریان | منتشره در روزنامه خراسان | مورخ: یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲| شماره۱۸۶۴۹