گفتگوی سایت عکسخانه با کیارنگ علایی درباره نمایشگاه متعلقات

ایده شکل گیری کارگاه چگونه صورت پذیرفت؟

در پایان هر ترم آموزشی، چه در دانشگاه و چه در موسسات آزاد با این سوال هنرجویان روبرو می شوم که ما به چه دوره دیگری برویم. شخصا با دوره های متعدد را سپری کردن هنرجو مخالفم، چرا که بر این باورم هنرجو پس از تسلط بر تکنیک مقدماتی عکاسی به چیزی که بشدت نیاز دارد تجربه میدانی است. از طرف دیگر ثبت نام در دوره های نظری متعدد، فقط و فقط هنرجو را با انبوه سوالات بی شمار مواجه می کند و تا زمانی که خود دست به دوربین نبرد و به صورت آگاهانه و با هدف به عکاسی نپردازد این سوالات پاسخ شفافی نمی یابند.
از آن گذشته فیدبکی که یک کار عمومی مثل نمایشگاه عکس متوجه هنرجو می کند با هیچ پارامتر دیگری قابل قیاس نیست. او در طول یک نمایشگاه عکس، متوجه میزان توفیق شخصی اش در انتقال ایده های بصری اش می شود و هیچ چیز به اندازه این، ارزشمند نیست.
ایده تشکیل این کارگاه از همین سوالات پراکنده بچه های فارغ التحصیل از دوره های کوتاه مدت عکاسی شکل گرفت. به آن ها پیشنهاد کردم بیاییم هر دو هفته یکبار کنار هم جمع شویم، گفتگوی عکاسی کنیم، عکس ببینیم و بر سر ایده هایمان صحبت کنیم.
این بوده که هفده هنرجو برای این کارگاه اعلام آمادگی کردند، دو هنرجو از این جمع در میانه کار جدا شدند و پانزده هنرجو کارهایشان را به نمایشگاه منتج نمودند.

 مدت زمان این کارگاه چند ماه بود و در طول برگزاری، هنرجویان با چه مباحثی روبرو بودند؟

این کارگاه هر دو هفته یکبار در یک جلسه صد و هشتاد دقیقه ای برگزار می شد و چهار ماه به طور منظم به طول انجامید. در این کارگاه بیشتر از هر چیز بر موضوع ایده پردازی متمرکز بودیم. پیدا کردن قالب های بیانی عکس به عنوان یک اثر تجسمی پیشرو برای بیان ذهنیات و احساس مولف نسبت به محیط و وقایع اطراف، ارتباط میان فرم و ساختار بصری عکس و… از جمله مواردی بود که در هر جلسه پیرامون آن گپ و گفت می کردیم.

 گرایش و توجه شما به تک عکس بود یا مجموعه عکس؟

تفکیکی در این زمینه قائل نیستم. تک عکس ارزش های خاص خود را دارد. بر این عقیده ام که تاکید افراطی بر مجموعه عکس و رد قاطع تک عکس، امروز به یک ژست تبدیل شده است. انگار هر کس تک عکس ثبت نکند و صرفا مجموعه عکس تولید کند عکاسی را می فهمد و بقیه اندر خم یک کوچه اند! خیر! من با این مرزبندی موافق نیستم و آن را بیشتر یک فخرفروشی می دانم.
اما بر این نکته نیز موکدا به بچه ها صحبت می کنم که امکان تاکید، تکثر و انتقال بسیط برخی از بیانیه ها در تک عکس میسر نیست و عکاس باید قالب خود را پیش از عکاسی، به درستی انتخاب کند.
نمایش بعضی از “وحدت”های بصری صرفا در مجموعه عکس امکان پذیر است. تک عکس کار دیگری انجام می دهد و مجموعه عکس وظیفه دیگری بر دوش دارد. این دو باید تفکیک شوند و انتخاب صحیح است که هنرجو را به یک عکاس موفق تبدیل می کند نه تبعیت کورکورانه از مجموعه عکس!

 تصمیم به برگزاری نمایشگاه و چاپ کتاب از همان بدو شروع کارگاه بود یا در طول برگزاری به این فکر رسیدید؟

بلی، اسلوب برپایی نمایشگاه در همان جلسه اول به هنرجویان اعلام می شود. حتی شرایط چاپ آثار و ارائه آنها و البته مهم ترین چیز در این مسیر نظم و پایبندی شدید به اصول تبیین شده در طول کارگاه است.
چاپ کتاب از همان آغاز مد نظر بود و برای ارائه آثار، دست بچه ها را کاملا باز گذاشتم تا کارهایشان را در هر سایز و به هر شیوه ای که می خواهند ارائه کنند. من با انتخاب یک یونیفرم ثابت برای نمایشگاه گروهی مخالفم. نباید لباس سربازی به تن عکس ها کرد! هر هنرجو خودش باید تشخیص بدهد روی چه کاغذی، با چه تکنیکی و با چه ارائه ای اثرش را در نمایشگاه به نمایش بگذارد.

 چرا برای انتخاب آثار از پنج داور استفاده کردید؟

به خاطر تکثر نگاه ها. و اینکه صرفا نگاه شخصی من در انتخاب آثار تاثیرگذار نباشد. ترجیح دادم به جای اینکه به رسم همیشگی اینگونه کارگاه ها و دوره های آموزشی که معمولا خود مدرس، آثار را برای نمایشگاه انتخاب می کند از یک جمع پنج نفره بهره ببریم تا بچه ها محک جدی تری بخورند.

 چرا انتخاب آثار در حضور خود هنرجویان صورت پذیرفت؟

قطعا به دلیل بار آموزشی آن. صحبت های داوران در حضور خود بچه ها بهترین کلاس برای آن ها بود که هیچ جای دیگر، امکان چنین تجربه ای را نداشتند. شهریار توکلی با فروتنی فراوان از دوهزار کیلومتر دورتر به ما پیوست و خودش پیشنهاد داد که در این جلسه بچه ها نیز امکان و حق صحبت و دفاع داشته باشند. این بود که این جلسه، بسیار جذاب تر از آن چیزی شد که فکر می کردم.