harry-callahan-3

هیچ عکسی به این اندازه برایم شورآفرین نبوده است. عکسی دم دستی و معمولی اما سرشار از نیرویی پنهان که تماشایش سیرابم نمی کند. آیا «فاصله» عکاس با سوژه انسانی رمز مطلوبیت این عکس است یا نور ویژه و خیره کننده طبیعی حاضر در صحنه؟ و یا فراتر از همه این ها وجاهت یافتن امر پیش پا افتاده واقع بواسطه حضور عکاس و ثبت آن؟ امر واقعی که عکاس با ثبتش ما را به تامل در آن و پیدا کردن ارزشش فرا می خواند.
عکس، یکی از ده ها ثبت هری کالاهان از همسرش الینور و دخترش باربارا است که این یکی در شیکاگو و در سال 1950 ثبت شده: چیزی میان فراخواندن لحظه ای خانوادگی (خصوصی) و تمی اجتماعی و هنری (سرشت و ماهیت عکاسی). عمومی کردن تجربه شخصی و الهام گرفتن از اتفاقات پیش پا افتاده زندگی عکاس دستاورد این اثر است که در پس آن میل به زنده ماندن همسر و فرزند عکاس و یکجور مبارزه با مرگ آن ها را در کنه این عکس میبینم. حضور منفعلانه و بی طرفانه عکاس در مقابل صحنه، ما را به اهمیت لحظه در این عکس واقف می کند و وجه اسنادی عکس را قابل باور می کند، لحظه ای که تمام حرکت موجود در این صحنه متوقف شده است: مادر کالسکه را متوقف کرده تا کودک نخستین مکاشفات خود را از دنیای پیرامون تجربه کند. با این توقف، ما نیز می ایستیم و با حجم سپیدی که میان این همه سیاهی به سمتی گرایش پیدا کرده، رهسپار می شویم. آن فضای تیره همان «طبیعت» ی است که در اغلب کارهای کالاهان به اشکال مختلف ستایش میشود. سرک کشیدن به قلمرو شخصی عکاس و عبور کردن از خطوط قرمز آن (کالاهان دوربینش را به خصوصی ترین لحظه ها نیز برده است) در سال هایی که هنرعکاسی دنباله روی شدید قابلیت های موضوعی، چربش تکنیک و کیفیات ویژه بصری بود، اتفاق ویژه ای است که مخاطب را با چالشی جدید مواجه می کند. هری کالاهان روی این عکس ها از همسر و فرزندش، نام شهرها را گذاشته است و مصرانه از این موضوع در طی دو دهه عکاسی کرده است، انگار این اماکن بواسطه حضور همسر و فرزندش هویت می یابند و دیدنی می شوند.