کریم ملک مدنی در جایی می گوید: « در عرصه هنر عکاسی همواره شیفته بهره گیری از مضامین در تلفیقی ناب و ناگسستنی با فرم بوده ام؛ به نحوی که ارائه موضوع و تجلی فرم در عکس، در ترکیبی زیبایی شناسانه به همسویی و همگونی بی نظیری برسند.»
نگاهی اجمالی به آثار ملک مدنی گواه این مدعا است که توجه بایسته به امر فرم و چیرگی تقریبا غالب هندسه و ترکیب بر مضمون و درونمایه عکس، موجب ایجاد تصویری بدیع و متفاوت از مکان شده است.
بدوا انتخاب این اقلیم (ماسوله) با توجه به ظرفیت های خاص آن در معماری بیرونی و درونی ( پشت بام های متکثر و تو در تو در بیرون، و نوع چیدمان زندگی در داخل خانه ها ) بسیار هوشمندانه صورت گرفته است. در حقیقت ملک مدنی مکانی را که در آن می توانسته چربدستی های بصری و ترکیب های خاص خود را به نمایش بگذارد، انتخاب کرده و با صرف وقت فراوان در فصل های مختلف دست به تولید مجموعه ای نفیس زده است و مهم تر از همه این ها این که: كريم ملك مدني عكاس كهنه كار خطه شمال كشورمان حالا در پنجاه و سه سالگي به طراوت نگاه يك عكاس بيست ساله ی عاشق مي‌نمايد و عكس‌هايش از چنان انرژي و پويايي برخوردار است كه ما را به مكاشفه‌اي عميق و لذت‌بخش در طبيعت و زندگی انسانی فرا مي‌خواند.
اين براي بار اول نيست كه «ماسوله» جلوي دوربين عكاسان حرفه‌اي قرار مي‌گيرد، براي بار نخست نيست كه يك عكاس حرفه‌اي ماه‌ها و فصل‌هاي متعدد به اين شهر سرك مي‌كشد تا مجموعه كاملی از آن تهيه كند. (عكس‌هاي ابراهيم صافي، نادر دايي، مجید دوخته چی زاده و… را به خاطر بياوريد كه در همين سال‌هاي اخير به ماسوله پرداخته‌اند) اما ماسوله‌ي كريم مك مدني چيز ديگري است و اين «چيز دیگر بودن» حاصل عوامل و عناصري است كه در ذيل به آن اشاره مي‌كنم:
به نظر می رسد بیشتر از آن که ماسوله مورد توجه کریم ملک مدنی باشد این «انسان حاضر در ماسوله» است که محور عکس های ملک مدنی قرار گرفته است. هر کجا رهگذری حضور داشته است ملک مدنی نیز او را نشانه رفته و در پی ایجاد تعاملی میان او و طبیعت ماسوله شده است. از این رهگذر بد نیست اشاره کنیم به این تعامل ها در آثار عکاس:
کودکان و ماسوله
زنان و ماسوله
کارگران و ماسوله
این بردار دو سویه میان انسان حاضر در آن اقلیم و مکان (ماسوله) به واریاسیون ها و ترکیب هایی انجامیده است که نوعی شبیه سازی و سیمولیشن را میان انسان و اقلیم به نمایش می گذارد.
نگاه کنید به عکسی که از درون اتاق عکاسی شده و پنجره گشوده به ماسوله فضای معماری آن را نشان می دهد. در داخل اتاق (که به خاطر قرار گرفتن میز و لباس رسمی مرد، محل کار می نماید) کنار پنجره مردی خوابیده است.
این ترکیب هوشمندانه و بسیار ساده نمونه ای مثال زدنی از این تعامل میان انسان و مکان است. یعنی اینکه گویی انسان و مکان در این قاب، در حال بخشیدن خصوصیت خود به یکدیگرند: این که آیا آسایش این مرد به دلیل حضور در معماری ماسوله فراهم شده است یا اصلا این مرد است که آرامش و سکوت خود را به شهر می بخشد؟ آن چه در این عکس بازنمایی شده است آرامش (و خوابی آسوده) است که شهر و مرد هر دو به آن آراسته شده اند (مرد آن قدر آرام است که حتی دست راست خود را در جیبش فرو برده است). این «وحدت» در جای جای آثار ملک مدنی در این مجموعه دیده می شود و یکی از عواملی است که موجب تمایز این آثار با دیگر عکس های ماسوله می شود.
در عکسی دیگر کنتراست مناسب به همراه زدودن تمامی عناصری که اطلاعات جغرافیایی از مکان به تماشاگر می دهد موجب شده است زنان چادری و سیاه پوش، جزئی از ترکیب معماری پشت بام های ماسوله گردند و باز در نگاه اول چنین می نماید که هم سطوح پشت بام و هم قامت زنان چادر پوش در ترکیبی به شدت گرافیکی و متکی بر فرم، شبیه هم و آمیخته با یکدیگر بنمایند.

karim-malek-madani-2
از این چربدستی ها در کار استاد فراوان است. رابطه بصری زیبای میان ردپاها در برف و زنی که از قاب خارج می شود، یا تقسیم بندی و مرز بندی میان اجتماع زنان و مردان در بسیاری از عکس های این مجموعه که پرسه های عصرانه و فرهنگ عامه ماسوله را در مناسبات اجتماعی نمایش می دهد.
از دیگر ویژگی های تکنیکی که این آثار را متمایز می کند پرهیز عکاس از ثبت دیجیتالی ( یا حتی توسل به سهولت های دیجیتالیسم در دوران کنونی ) است. به خاطر داشته باشیم که این مجموعه در طول دو دهه توليد شده، اما در سال 1389 ارایه شده است و عکاس می توانسته در کنترل های فنی آثار آنالوگ خود از سهولت های نرم افزار استفاده کند.
صحنه ها و انتخاب های عکاس از ماسوله روی صفحات انباشه از هالیدهای نقره پخته شده اند و حس و حال و ساختاری را می نمایند که با درونمایه آثار هماهنگی فراوانی دارد.
ترکیب در آثار ملک مدنی ستودنی و قابل تامل است.
قاب های او با نظم و حساسیت ویژه ای چینش یافته اند و از حضور عناصر اضافی که معمولا در عکس های مستند زیاد رخ می دهد، عاری اند.
اغلب آثار او در مجموعه ماسوله از این الگو تبعیت می کند: سطوح متعدد خالی از عناصر بصری و تاکید بر یک عنصر بصری در قسمتی از قاب. این الگو می تواند به ایجاد «تسلط»، «وزن» و «موقعیت» برای عنصر اصلی تصویر (انسان) بیانجامد. استفاده آگاهانه عکاس از قسمت های بالا، پایین، یا گوشه های قاب به تقویت عامل انسانی عکس و القای حس و حال او کمک شایانی کرده است.
در یکی از شاهکارهای این مجموعه، با سرآمدی از ترکیب و نشانه شناسی تصویری روبرو هستیم: آن جا که عکاس از تیر چراغ برق برای ایجاد تقارن و جدا کردن دنیای انسان از حیوان سود جسته و خطوط متعدد سیم های برق و همینطور تیرگی سنگ ها و گیاهان سر برآورده از سپیدی برف در پسزمینه موجب ایجاد « انتزاعی» بسیار قوی و دیدنی شده است و به گونه ای انسان حاضر در قاب را (به همراه حیوانش) در تسخیر و اضمحلال محیط زندگی اش نمایش می دهد.

 
karim-malek-madani-1