mohsen-1

 

سال ها است کتابخوان های حرفه ای دنیای عکاسی با نام «محسن بایرام نژاد» به خوبی آشنا هستند. مترجمی که قلمش، برگردانش و نگاهش در بازگردان متون، خیلی بیش از تجربه یک آدم بیست و پنج ساله می نماید و از این بابت باید به این نبوغ و استعداد ذاتی او غبطه خورد و قدرش را در حوزه نشر ایران به خوبی دانست.
محسن بایرام نژاد اهل تبریز است و در کنار کریم متقی و البته کمی آن طرف تر جواد پور صمد، رومین محتشم، صمد قربان زاده و علیرضا میرزایی قطب بزرگی را در عکاسی ایران شکل داده اند که آثار متفکرانه و قابل تامل شان همواره مورد توجه و بحث بوده است.
کتاب نمادهای عکاسی برگردان اثر مکتوب «پیتر اشتپان» در سال 2005 است. نویسنده بسیار پرکاری که تقریبا در تمام حوزه های عکاسی کتابی نفیس منتشر کرده است؛ از گل های جنسیت نمای «ژیاو هو وانگ» گرفته تا مرور تاریخ عکاسی بر مبنای نقد عکس و نحله شناسی که کتاب مورد بحث نیز یک نمونه از این آثار است.
کتاب بی هیچ درنگی ما را به یاد نمادهای عکاسی قرن نوزدهم «فردی لنگر» می اندازد با این تفاوت که خوانش اشتپان از جهات مختلف حاوی ارزش های متفاوتی از نگاه «فردی لنگر» است، این ارزش ها را باید در مسائل ذیل جستجو کرد:
تعدد عکاسان قرن بیستم نسبت به قرن نوزدهم
تثبیت جایگاه عکاسی در قرن بیستم نسبت به قرن نوزدهم که عکاسی به دنبال کشف ماهیت ذاتی خود است
نبوغ غیر قابل قیاس عکاسان قرن بیستم نسبت به نوزدهم
شکل گیری جریان های نظریه گرای عکاسی در قرن بیستم
برگردان کتاب حاصل کار مشترک محسن بایرام نژاد و شیوا اسکندری است و کتاب از سوی ناشر به مترجمان پیشنهاد شده است، لذا انتخاب قطعی آن ها تلقی نمی شود.
مخاطب کتاب بدون تردید هنرجویان و دانشجویان عکاسی و آن دسته از علاقه مندانی هستند که مایلند اطلاعات عمومی خود را در زمینه عکاسی افزایش ببخشند. کتاب با در اختیار قرار دادن اطلاعات نسبتا جامعی درباره سالنمای زندگی عکاسان به روایت یک عکس معروف عکاس نیز پرداخته است. ویژگی این روایت، زبان سلیس، ساده و بی ادعایی است که مترجمان نیز بر غنای آن افزوده اند. نکته دیگر وسواس و خست در افزونه های مترجمان است. معمولا کتاب های برگردان شده از تغییرات و افزونه هایی که گاه اصالت نگاه نویسنده اش را به کلی زیر سوال می برد، در امان نیستند اما در این کتاب توضیحاتی که به متن اضافه شده عمدتا شامل اشارات تکنیکی یا فنی است که عموما نویسنده از آن غافل مانده است.
روایت های نگاشته شده برای هر عکس زیبا است و با زبانی شاعرانه نیز برگردان شده است. مثلا در توصیف عکسی از پل استراند در صفحه 164 کتاب می خوانیم: «پرتره رسمی این خانواده همه اطلاعات لازم را در اختیار ما قرار می دهد تا داستان زندگی شان را دریابیم. جای خالی گچ های روی دیوار، لباس های ژولیده، ناودان زنگ زده، اشیای قرار گرفته بر سردر ورودی، و دوچرخه همه جا حاضر – وسیله نقلیه مردم فقیر- وضعیت این خانواده طبقه کارگری را به خوبی نشان مان می دهد. رییس خانواده (مادر) در مقابل در ورودی ایستاده است، در حالی که پنج نفر از پانزده پسرش او را احاطه کرده اند. (طبق گفته مادر، در کتاب لوتسارا، چهار فرزند او در کودکی مرده اند.) علیرغم کنار هم بودن، خواه با تصمیم خود و یا به درخواست استرند، هیچ صمیمیتی اما بین آن ها دیده نمی شود…»
ترجمه کتاب روان و برخوردار از جملات کوتاه است که در وهله نخست کمی بریده بریده می نماید اما در حقیقت ترفندی است برای ساده نویسی یک متن نسبتا دشوار و بالا بردن درک خواننده از جزییات متن.
کتاب آثار دیده شده فراوانی را چون؛ کشاورزان جوان در لباس روز یکشنبه ی «آگوست زاندر»، اشک های «من ری»، چنگال «آندره کرتس»، تظاهرات کارگران مکزیک «تینا مودوتی»، برگ کلم «ادوارد وستون»، ماهاتما گاندی «مارگارت بورک وایت»، در راه کوسکو یا همان پسرک فلوت زن «ورنر بیشهوف» را در کنار عکس های زیاد دیگری از مهم ترین عکاسان قرن گذشته مورد معرفی و نقد اجمالی قرار داده است و مطالعه آن می تواند زمینه های تحقیق بیشتر دانشجویان رشته عکاسی را در حوزه های مورد علاقه خود فراهم و شیفتگی آن ها را افزون کند.
عکس هایی از گیزله فروینت، الیوت پورتر، ویلیام اگلستون، جوئل مایروویتس، دیوید هاکنی، جف وال، نن گولدین و مارتین پار تنها عکس های رنگی این کتاب اند که با توجه به حجم بالای کتاب، بسیار کم به نظر می آید.
کتاب با برخورداری از چند فهرست و نمایه کار دانش پژوهان را برای بررسی موردی عکاسان قرن بیستم آسان می کند.
کتاب در زمینه به کارگیری تلفظ های صحیح اسامی عکاسان – که خود از معضلات کتاب های عکاسی در این سال ها است- کوشیده است با رعایت تلفظ صحیح اسامی و توجه بایسته به گویش ها در کشور زادگاه عکاس، این مشکل را برطرف کند. اگرچه چالش این که «بالاخره تلفظ صحیح در مورد بعضی از اسامی کدام است؟» همچنان وجود دارد و آندره کرتس هم آندری است و هم آندره! هم کرتس است و هم کرتز و هم کرتژ!  اما این حرکت باید از جایی آغاز شود و سخت گیرانه جای خود را در کتب عکاسی پیدا کند. اگرچه واقعا سخت است دوروتیا لانگ را «داروتیا لنج» تلفظ کنیم و کمی ثقیل می نماید..
کیفیت چاپ افست کتاب معمولی است و نفاست چاپ عکس روی کاغذ گلاسه مات را ندارد، با توجه به ازدیاد عکس های سیاه و سفید منتشره در کتاب، کوشش شده به دلیل برخورداری از عکس های دارای دامنه خاکستری زیاد و کم در صفخات مختلف، متن کتاب دچار چند دستی نشود اما اگر چه متن در چاپ دچار هیچ اشکالی نشده اما بعضی عکس های سیاه و سفید به همین دلیل جزییات کاملی را ندارند.
طرح جلد کتاب عینا جلد اوریژینال این کتاب است که در کشورهای مختلف از جمله اسپانیا و توسط نشر معتبر الکترا چاپ وعرضه شده است و اینجا در ایران تنها ته مایه ای سپیا به آن افزوده شده است.
کتاب در 280 صفحه وزیری، با صحافی خوب، توسط انتشارات مرکب سپید به قیمت 14000 تومان روانه بازار شده است