چه کسی می تواند هر لحظه به ما بنگرد بی آنکه متوجه اش شویم

دیگر به حضورشان عادت کرده ایم؛ حتی دیگر دنبالشان هم نمی گردیم؛ حضورشان بخشی از زندگی معاصر است و حتی دیگر نیازی به نوشتن « این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد» هم نمی بینیم. این اتفاقی است که کیارنگ علایی اینبار در نمایشگاه متفاوتش « حتی وقتی نمی دانیم» به آن پرداخته است.
این نمایشگاه شامل 14 عکس 114*76 سانتی متری است. عکس ها تماما مستند صحنه آرایی شده می باشد. (2) کیارنگ علایی کوشیده تا هرچه صریح تر ایده خود را بیان کند، عکس هایی که تمام عناصرش در جهت بیان مفهوم مد نطر عکاس قرار دارد و عکاس سعی کرده از هر عنصر دیگری بپرهیزد. صراحت مهمترین وجه تمایز آثار جدید کیارنگ علایی با آثار پیشین وی است. هر چند که این صراحت صرفا در سطحی ترین لایه معنایی این مجموعه حضور دارد.

تمام عکس ها از موقعیت هایی است که یا از نظر طبیعی بکر و دست نخورده اند و یا دیگر سال هاست که کسی در آنجا حضور ندارد. مکان هایی که به کلی تخریب شده اند و یا هیچ دلیلی برای کنترلشان وجود ندارد اما اتفاق مهم دوربین های مدار بسته ای است که همچنان حضور دارند. حضوری که پر از ایهام است، حضوری که برای بیننده سوال های فراوانی مطرح می کند. سوال هایی که هیچ وقت پاسخی به آن ها داده نمی شود و این مساله، خود به امری بدل می شود در جهت پیشبرد اهداف عکاس.

آیا اساسا دوربین ها مشغول کار هستند یا نه؟ اگر هستند چه کسی یا کسانی آن ها را کنترل می کنند؟ چه نیازی به کنترل است و یا اگر این دوربین ها به راستی به وظیفه ی اصلی خود یعنی حراست می پرداختند حالا ما با چنین مخروبه هایی روبه رو بودیم یا خیر؟ حتی در پاره ای از اوقات سوالات عجیب تری به ذهن متبادر می شود؛ اینکه انسان معمولا برای حفاظت از خود از چنین امکاناتی بهره می برد حال سوال این است که چه اتفاقی این چنین محیط زندگی انسان را از بین برده است؟

اما اتفاق مهم چیز دیگریست؛ استحاله . این دوربین ها همیشه قرار بوده تا فضایی امن، آرام و بی دغدغه برای انسان ایجاد کند اما حالا تبدیل شده اند به عاملی برای ترس، این دوربین ها همیشه یک دیالوگ مستتر دارند « مواظب اعمال خود باشید». این ها تا جایی پیش رفته اند که امروز خود تبدیل به دغدغه یک عکاس معاصر شده اند. این ترس در بعضی عکس ها به خوبی به تصویر در آمده. آنجا که دوربین وارد خصوصی ترین حریم شخصی انسان شده و هر بیننده ای را از این اتفاق می ترساند. حتی تصور این اتفاق هم رعب آور است اما کیارنگ علایی آنرا به بهترین وجه ممکن به تصویر کشیده است.

این ترس حتی فراتر از این هم می رود؛ آن هنگام که بیننده در بعضی عکس ها باید به جستجوی دوربین بپردازد. دوربینی که در بخش کوچکی از کادر قرار دارد اما با این همه تفاوتی در وظیفه اش بوجود نمی آید. شما باز هم باید مواظب اعمال خود باشید زیرا همیشه در حال نظاره شدن هستید؛ جایی با دوربین مدار بسته، جایی با دوربین موبایل و شاید هر چیز دیگری .
در مروری بر تاریخ عکاسی در قرن نوزدهم می بینیم که این دغدغه مشترک عکاس دیگری هم بوده است. باربارا کروگر هم در یک از عکس هایش به همین موضوع پرداخته است اما او عامل دیگری را مقصر می داند، شیوه بیانش به کلی متفاوت است و مهمتر اینکه عکس او، ترس و استرسی که مجموعه کیارنگ علایی القا می کند، را ندارد.

551658_326900970739793_1070091597_n

پائیدن مشغله شماست» عکسی است در رابطه با پائیده شدن، اما آنچه مجموعه کیارنگ علایی را از اثر کروگر جدا می کند ایهامی است که وجود دارد. این ایهام حتی با نوع پردازش هم بسیار همخوانی دارد. در عکس کروگر ما فردی که کنترل می کند را می بینیم، می توانیم بفهمیم مرد است یا زن، سیاه پوست است یا سفید پوست و در نهایت به زمینه های فمینیستی اثر پی می بریم. اما کیارنگ علایی طور دیگری نگاه می کند. او عکس خودش را می گیرد، چه آن هنگام که می خواهد شاعرانگی اش را به تصویر بکشد و چه حالا که قصد دارد اتفاقی به ظاهر ناچیز را به مخاطب خود نشان دهد و او را هراسان کند.
با این همه اما نکاتی هم هست که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. ترکیب بندی تکراری و عدم چینش مناسب در نمایشگاه بر تاثیر گذاری مجموعه ضربه زده. آنجا که 3 عکس با ترکیب یکسان در کنار هم به نمایش در می آیند و بسیار از تاثیر گذاری عکسی فوق العاده (عکس دریا) می کاهند.

کیفت هم یکی دیگری از نکاتی است که عکاس توجه مناسب به آن نشان نداده است. شاید کیفیت بالاتر و به تبع آن چاپ بزرگتر بسیار بر تاثیر گذاری مجموعه می افزود.
در گوشه ای از نمایشگاه عکسی قرار دارد که تمام اتفاقات لازم برای بیان موضوع را در خود دارد

561556_326902264072997_619674329_n

مکعبی در وسط کادر قرار دارد؛ ما نمی دانیم چیست، هر چیزی امکان دارد باشد و شاید دوربین مدار بسته ای که دائما نظاره گر اوست می داند که اینچنین در حال حراست از آن است. سلطه دوربین در این تصویر چنان قوی است که بیننده احساس می کند حضور هر جنبنده ای در این مکان بلافاصله با همین دوربین از بین خواهد رفت. اینکه عکاس از پشت دوربین مدار بسته هم به آن نزدیک شده خود اتفاقی است که بسیار این حس ترسیدن از این دوربین ها را تقویت می کند.
این عکس به لحاظ فرم نیز بسیار با ایده مطابقت دارد، ترکیبی مستحکم با خطوط عمودی فراوان.

اینبار در « حتی وقتی نمی دانیم» کیارنگ علایی اصرار و تعصبش را بر گونه ای خاص از عکاسی با دغدغه ای جهان شمول عوض می کند. کیارنگ علایی آن شاعرانگی های همیشگی آثار قبلیش را کنار گذاشته و با لحنی تلخ و به دور از انتظار آن بخشی از دغدغه های خودش را به نمایش گذاشته که شاید دغدغه دیگری هم باشد. این مهمترین اتفاق این مجموعه است.